آسیاتک

بازدید: 7

گفت و گو با «کامران حیدری» به بهانه ساخت مستند «علی آقا»

منبع : برترین ها کد خبر: 797538
این روزها فیلم «علی آقا»، آخرین ساخته کامران حیدری به عنوان تنها نماینده ایران به معتبرترین فستیوال فیلم های مستند جهان، فستیوال ایدفای آمستردام راه یافته و از قرار معلوم این نخستین حضور فیلمی از ایران در بخش اصلی مسابقه فستیوال ایدفا در تاریخ مستندسازی ایران است. فیلم «علی آقا» داستان زندگی یک کفترباز در محله سعدیه شیراز را روایت می کند.


هفته نامه نکته - سعیده کشاورزی: این روزها فیلم «علی آقا»، آخرین ساخته کامران حیدری به عنوان تنها نماینده ایران به معتبرترین فستیوال فیلم های مستند جهان، فستیوال ایدفای آمستردام راه یافته و از قرار معلوم این نخستین حضور فیلمی از ایران در بخش اصلی مسابقه فستیوال ایدفا در تاریخ مستندسازی ایران است. فیلم «علی آقا» داستان زندگی یک کفترباز در محله سعدیه شیراز را روایت می کند.

کامران حیدری، پیش از این با فیلم های «من نگهدار جمالی وسترن میسازم» و «دینگومارو» که فیلمی با محوریت موسیقی است نیز در فستیوال های بین المللی حضوری موفق داشته و سال گذشته نیز برای فیلم «دینگومارو»؛ جایزه بهترین فیلم مستند بلند سال را از انجمن نویسندگان و منتقدان ایران دریافت کرد. این دو فیلم همچنین سال گذشته در گروه سینماهای هنر و تجربه اکرانی موفق را پشت سر گذاشتند
 
 مستندساز؛ پارتیزانی ست بر لبه رویا و واقعیت

علاوه بر فیلمسازی، کامران حیدری در عکاسی مستند هم پروژه هایی را به طور جدی دنبال می کند و اخیرا نیز با پروژه «دینگو مارو» که برگرفته از نام فیلم پیشین اوست؛ پروژه ای جدی در موسیقی محلی و نواحی ایران را کلید زده است. فاز اول این پروژه، سلسله تولیداتی موسیقایی در «رادیو دینگومارو» بوده است.با کامران حیدری؛ مستندساز، عکاس و پژوهشگر موسیقی ساکن شیراز در فرصتی که در میانه تولید فیلم جدیدش دست داد، به مناسبت آخرین موفقیت او گفت و گو کرده ایم.

آیا انتخاب شدن در بخش مسابقه اصلی فستیوالی مثل ایدفا را پیش بینی می کردید؟

خب راستش اینکه این فیلم به ایدفا راه پیدا کند را پیش بینی می کردم، ولی اینکه جزو 15 فیلم منتخب از سراسر جهان، به بخش اصلی مسابقه راه پیدا کند را نه.

تفاوت این فیلم با بقیه فیلم هایی که ساخته اید را در چه می بینید؟

فیلم های قبلی من در شرایط عادی تر ساخته شده بودند؛ هم به لحاظ تعداد عوامل و هم خصوصیات کاراکترهای اصلی فیلم. اینجا فقط من بودم که کارگردانی و تصویربرداری می کردم و یک نفر صدابردار هم بود. قرار بود مستند پرتره ای از یک کفترباز ساخته شود که همه عشق و زندگی اش همان کفترها هستند و در فضایی که ما بودیم ممکن بود هر اتفاق ناگواری برای همه ما بیفتد و می افتاد. اتفاقاتی که آنجا رخ می داد برای خود من هم تکان دهنده بود. هم زمانی که من آنجا در حال تصویربرداری بودم و هم در زمان تدوین! خب مخاطب اگرچه آن شرایط را نمی بیند، اما می تواند تاثیر آن را در تصاویر حس کند.

فیلم قبلی تان «دینگومارو» محصول چه سالی بود؟ گویا تهیه کننده فیلم، تلویزیون مشهور آرته یا همان ZDF آلمان بوده. این همکاری چطور شکل گرفت؟
 
«دینگومارو» سال 83 کلید خورد و سال 94 به فستیوال ها راه پیدا کرد. من قبل از «دینگومارو»، فیلم «من نگهدار جمالی وسترن می سازم» را ساختم که در فستیوال های جهانی حضور موفقی داشت و خب بخشی از مخاطبان این فیلم ها در فستیوال های جهانی، معمولا تلویزیون ها هستند. آنجا با تهیه کنندهای آلمانی آشنا شدم که به من پیشنهاد تولید یک فیلم برای تلویزیون آرته و ZDF را دارد. من چندین طرح فرستادم که در نهایت طرح «دینگومارو» با موضوع موسیقی در جنوب ایران پذیرفته شد و آن را کار کردیم.

فیلم مستند «من نگهدار جمالی وسترن می سازم»! بنظر می رسید این فیلم سکوی پرش شما به عرصه ای بسیار جدی تر و جهانی در مستندسازی بوده. این طور نیست؟

من فیلم های زیادی قبل از «من نگهدار...» ساخته بودم اما قبل از «علی آقا» و «دینگومارو»، «من نگهداری جمالی...» پخته ترین فیلم من است. وقت زیادی برایش گذاشتم و بله؛ بعد از این فیلم درهای جدیدی در دنیای فیلمسازی روی من باز شد، به فستیوال های بین المللی راه یافت و هنوز هم بعد از هشت سال گاها در فستیوال ها و نمایش های بین المللی اکران می شود، خصوصا اینکه این فیلم در رثای سینماست و مخاطب مخصوص خودش را هم در سینما دارد.

گویا مرحوم کیارستمی هم فیلم «من نگهدار...» را دوست داشته و خاطره جذابی هم از او در رابطه با این فیلم شنیده ام که خوب است اینجا بازگو کنید.

خب تدوین این فیلم را بهمن کیارستمی انجام داد و توی دفتری که کار می کرد پدرش مرحوم عباس کیارستمی هم می آمد و آنجا فیلم را دیده بود؛ خواسته بود که نسخه ای از فیلم را به او بدهیم. فیلم را به دستشان رساندم. ایشان هم فیلم را به چندین فستیوال از جمله فستیوال پوسان رساندند و نخستین حضور بین المللی فیلم «من نگهدار...» در همان فستیوال پوسان در کره جنوبی بود که فیلم «یک عاشق» کیارستمی هم جزو فیلم های فستیوال در آن سال بود. همان جا من تهیه کننده و دستیار فیلم «یک عاشق» کیارستمی را دیدم و تهیه کننده فیلم برایم تعریف کرد به یک سالن و فیلم «من نگهدار جمالی...» را برای ما گذاشت و بعد با اشاره به وضعیت زندگی نگهدار و عشقش به فیلمسازی، در یک جمله گفته بود شما باید مثل نگهداری جمالی فیلم بسازید.

خاطره ارزشمندی است. بگذارید باز هم به عقب تر برگردیم. قبل از «من نگهدار...»، چه فیلم های دیگری کار کرده بودید؟
 
نخستین فیلم مستندی که ساختم فیلم «داش آکل» بود که در شیراز محبوب شد و من را علاقه مند کرد به کار مستند. بعد فیلم «بهمن بیگی» را ساختم؛ در مورد بنیانگذار آموزش عشایر. بعد از آن یک فیلم بلند سینمایی ساختم که هیچ وقت هیچ جا آن را نمایش ندادم چون دوست داشتم نخستین فیلم داستانی ای که می سازم برای خودم بهتر و مهم تر باشد. بعد از آن برای چند سال به تولید مستندهای تلویزیونی پرداختم. برای یک دفتر فیلم سازی در تهران. حدود پنج- شش فیلم مستند 30 دقیقه ای ساختم و بعد از آن هم که فیلم «من نگهدار جمالی...» بود.
 
مستندساز؛ پارتیزانی ست بر لبه رویا و واقعیت

چطور شد که وارد دنیای فیلمسازی آن هم فیلم مستند شدید؟

من در کودکی و نوجوانی در شهری بزرگ شدم که سینمایی روباز داشت؛ سینمایی که متعلق به شرکت نفت بود. آنجا هر شب یک فیلم از آرشیو فیلم های سینمایی را می گذاشتند و ما می دیدیم. من شیفته آن رویاپردازی ها بر پرده سینما بودم و همان موقع حس می کردم دوست دارم جزئی از این سینما باشم. بعدها به شیراز آمدم، اما چون امکان ساخت فیلم سینمایی داستانی نبود از مستند شروع کردم و کم کم به آن علاقه مند شدم. ولی سعی کردم آن قصه گویی در فیلم های داستانی را در فیلم های مستندم هم وارد کنم. درواقع شروع جدی کار فیلمسازی برای من از سال 82 بود.

شما ساکن شیراز هستید و موفق بودن در عرصه فیلمسازی در شهری دور از پایتخت لااقل به نظر خیلی ها شدنی نیست. با این حال کارنامه کاری شما چیز دیگری می گوید. از اینکه در شیراز مانده اید راضی هستید؟

تصور من از فیلمسازی ربطی به شهر و مکان مشخصی ندارد. شاید هرکجا که بودم باز هم همین اتفاق می افتاد و کار می کردم. راستش هیچ وقت هم اعتقادی به این جمله که باید در پایتخت کار کرد نداشتم و بیش از هر چیزی به خودم اعتقاد داشتم و به اینکه باید کرد کنم. از نگاه من در فیلم مستند هرکجای کره زمین که باشید باید مثل یک پارتیزان برای به دست آوردن رویاهایتان بجنگید.

کمی از موفقیت های هانی، نمایش ها و فستیوال های جهانی که در آنها با فیلم های «من نگهدار...» و «دینگومارو» شرکت داشته اید بگویید.

تلویزیون آرته فیلم «دینگومارو» را سه بار پخش کرد و این فیلم اکرانی 45 روزه هم در مونیخ داشت. این فیلم با فیلم «من نگهدار جمالی...» در 18 شهر از جنوب آمریکا تا کانادا اکران شدند و فستیوال ها و نمایش های جهانی زیاد دیگری هم بود، اما اینها برایم مهم ترین و پربازخوردترین ها بودند.

شما پروژه های جدی ای را هم در عکاسی مستند کار کرده اید. پروژه دیوارنگاری ها و مردم نگاری در بافت قدیم شیراز. این پروژه ها را از چه سالی شروع کردید و چند سال ادامه داشتند؟

هر دوی این پروژه ها حدود پنج شش سال طول کشیده و هنوز هم ادامه دارد. اعتقاد من این است که در فیلم مستند، کارگردان باید تصویربردار هم باشد و با تجربه عکاسی این خصیصه در او تقویت می شود، اما من باید بگویم همیشه عکاسی می کنم مگر مواقعی که درگیر تولید فیلم باشم. علاقه شدیدی به عکاسی مستند و عکاسی خیابانی دارم. برایم مثل فیلم مستند است.

و آیا نمایشگاه عکس هم برگزار کرده اید؟ استقبال مردم چطور بود؟

آخرین نمایشگاهم در خارج از ایران، حدود سه سال پیش در موزه پاسینگر فابریک مونیخ بود. آنجا علاوه بر نمایشگاه عکس، دو فیلم «دینگومارو» و «من نگهدار...» هم نمایش داده شد و در ایران هم حدود دوسال پیش نمایشگاه عکسی از پروژه عکاسی خیابانی ام در گالری وصال شیراز داشتم. در هر دو نمایشگاه استقبال مخاطبان خیلی خوب بود و اتفاقا عکس ها فروش خوبی هم داشتند.

الان مشغول چه پروژه ای هستید و برنامه های کاری تان برای آینده چیست؟

پروژه جدید من باز هم مثل «دینگومارو» در بندرعباس است و باز هم به موسیقی مربوط می شود. این روزها در بندرعباس هستم. دوست دارم بعد از اتمام این مستند پروژه هایم را وسیع تر کنم. امیدوارم همه چیز خوب پیش برود و بتوانم پروژه بعدی ام را در کشور عمان و شمال آفریقا انجام دهم.

گویا شما رادیویی به بنام رادیو دینگومارو را هم راه اندازی کرده اید. می دانم علاقه عجیبی به موسیقی خصوصا موسیقی محلی و فولکلور دارید. قرار است چه اتفاقی در رادیو دینگومارو بیفتد؟

از علاقه های اصلی من انسان شناسی موسیقی است. خیلی وقت ها موزیسین ها و کسانی که موسیقی کار می کنند برایم از خود موسیقی شان جذاب تر می شوند. یکی از آرزوهای من این است که روی این موضوع به شکل جدی کار کنم و آن را گسترش بدهم. رادیو تنها یکی از شاخه های پروژه بزرگ تری به نام دینگوماروست که ویدئو، پادکست و... را هم شامل می شود، اما نخستین بخش از رادیو دینگومارو با موضوع «موسیقی بوشهر» تولید شده که بزودی در کانال رادیو دینگومارو منتشر خواهدشد. قرار است با دوستانمان کارکردن روی موسیقی محلی و نواحی را گسترش بدهیم چه به شکل تولید ویدئو و چه رادیو و... این یکی از مهم ترین پروژه هایی است که علاقه مندم آن را برای همیشه در کنار بقیه کارهایم پیش ببرم.

ممنون از وقتی که گذاشتید. امیدوارم همچنان پُرکار و موفق باشید و به زودی خبرهای خوب تری از فستیوال ایدفا بشنویم.

امیدوارم. من هم ممنونم از شما.
loading...
دانلود نرم افزار

نیازمندی های روز ایران

پربازدیدترین اخبار

تبلیغات

دیگران چه میخوانند

گزارش ها

انگلیس گزارش‌ها درباره پرداخت پول به ایران بابت آزادی نازنین زاغری را رد کرد

انگلیس گزارش‌ها درباره پرداخت پول به ایران بابت آزادی نازنین زاغری را رد کرد

گزارشگرِزن‌معروف‌روس،مجری‌قرعه‌کشی‌ جام‌جهانی2018شد+عکس‌ها

گزارشگرِزن‌معروف‌روس،مجری‌قرعه‌کشی‌ جام‌جهانی2018شد+عکس‌ها

گزارشگر زن روس و سازنده مستند

گزارشگر زن روس و سازنده مستند "سردار آزمون" مجری قرعه کشی جام جهانی 2018 روسیه شد (عكس)

گزارش کمیسیون ویژه حمایت از تولید ملی درباره نحوه اجرای «قانون سیاست‌های کلی اصل ۴۴» در صحن علنی بررسی می‌شود

گزارش کمیسیون ویژه حمایت از تولید ملی درباره نحوه اجرای «قانون سیاست‌های کلی اصل ۴۴» در صحن علنی بررسی می‌شود

پرونده‌ «موسسات مالی» روی میز کمیسیون اصل نود/ ارائه گزارش بررسی به صحن علنی مجلس

پرونده‌ «موسسات مالی» روی میز کمیسیون اصل نود/ ارائه گزارش بررسی به صحن علنی مجلس

گزارش محرمانه سازمان ملل: ادله عربستان درباره ادعای دخالت ایران در یمن ناکافی است

گزارش محرمانه سازمان ملل: ادله عربستان درباره ادعای دخالت ایران در یمن ناکافی است

مطالب جالب از سراسر وب

آسیاتک عینک ارزان