آسیاتک

بازدید: 33

منافع ملی حاکمیت ملی

منبع : ندای ایرانیان کد خبر: 1275388
کوروش الماسی

برخی سیاست بازان در آشفتگی و هیجانات ذهنی برآمده از شیفتگی منافع فردی و گروهی فراموش می‌کنند که منافع، پایداری، ثبات و توسعه حاکمیت مقدم بر منافع فری و جناحی است به باور نگارنده سیاست‌ورزانی که منافع فردی و گروهی را مقدم بر منافع حاکمیت که همانا منافع ملی است، می‌دانند، بسیار مخرب‌تر و خطرناک‌تر از بدخواهان شرقی و غربی کشور هستند. به همین دلیل بنیادی، عرصه سیاسی باید از اصولگرا، اصلاح‌طلب، اعتدالگرا و... به دلسوزان وطن و منافع ملی از یک سو و شیفتگان منافع فردی، جناحی از سوی دیگر تغییر هویت دهد. بیراه نیست اگرگفته شود اقتدار، توسعه، کارآمدی و پایداری نظام مدیریت کلان سیاسی منوط به تغییر یک حقیقت تاریخی و عینی است. اینکه افرادی که برای تحقق منافع فردی و گروهی، منافع ملی را تخریب می‌کنند باید هزینه‌های گزاف بپردازند و افرادی که تحقق منافع ملی را خورشید اندیشه‌ها، اعتقادات، اهداف و تلاش‌های خود بر می‌گزینند باید حمایت و به آنها میدان کنش داده شود. اندیشه‌ها، خواسته‌ها، آرزوها، اهداف و... ملی بنیاد نظم اجتماعی است. به عبارتی، حکومت‌ها در قالب نظام مدیریت کلان سیاسی تجسم فهم، اندیشه‌ها، خواسته‌ها، نیازها و اهداف ملی است. در صورت پذیرش استدلال فوق نتیجه اجتناب ناپذیر این خواهد بود که هیچ عنصری در نظام مدیریت کلان سیاسی با هیچ توجیهی نمی‌تواند و نباید اندیشه یا هدفی به‌جز تحقق اهداف منافع ملی داشته باشد. بنابر این تنها و معتبر‌ترین معیار ارزیابی و سنجش بازیگران عرصه سیاسی توسط نهادهای نظارتی، امنیتی و اطلاعاتی باید این باشد که آیا عملکرد و اهداف عناصر و بازیگران عرصه سیاسی در راستای تحقق اهداف منافع ملی است یا در راستای منافع فردی، گروهی یا کشورهای بیگانه است. اهداف، اعتقادات، آرمان‌ها و برنامه‌های تعیین شده در دولت‌ها باید منجر به ایجاد رفاه، آرامش، امنیت و نشاط شهروندان شود. اهداف، آرمان‌ها و برنامه‌هایی که منجر به ایجاد رفاه، آرامش، امنیت و نشاط برای یکایک شهروندان نشود، ملی نیستند و در نتیجه مغایر منافع و امنیت ملی هستند. کارآمد‌ترین سنگ محک، اعتبار و مشروعیت اهداف، آرمان‌ها، راهکارها و برنامه‌های داخلی و خارجی مدیریت کلان سیاسی، در رضایتمندی شهروندان از زندگی که ناشی از سطح رفاه، آرامش، امنیت و نشاط شهروندان است، می‌باشد. به‌عنوان مثال، روابط خارجی صرفا ابزاری برای تحقق اهداف ملی است. اینکه با کدام کشور یا ملت‌ها ارتباط داشته یا نداشته باشیم یا از کدام کشورها حمایت کنیم صرفا منوط به اهمیت آن ملت (کشور) در تحقق اهداف ملی است. ما نه از ملتی خوشمان می‌آید و نه از ملتی بدمان می‌آید. به عبارتی احساسات ما نسبت به شهروندان کشورهای دیگر تابع بی‌قید و شرط سودمندی آنها به منظور تحقق اهداف منافع و امنیت ملی (نه جناحی) شهروندان ایران زمین است. منافع ملی یعنی منافع یکایک شهروندان صرف نظر از هر ویژگی یا قید و شرطی. باید پرسید منافع شهروندان چیست؟ نیازهای اولیه هر شهروندی غذا، لباس، مسکن، امنیت، آموزش، اشتغال، بهداشت، نشاط به معنی پرهیز از غم و درد و... است. از آنجاکه در زیست مدنی هیچ شهروندی قادر نخواهد بود نیازهای اولیه خود را به‌طور انفرادی تهیه و تامین کند، نهادهای اجتماعی از جمله دولت‌ها ایجاد شدند. تنها دلیل وجودی دولت‌ها در قالب نظام مدیریت کلان سیاسی تهیه و تامین نیازهای اولیه شهروندان که همانا منافع جمعی (ملی) است، می‌باشد. هر کس تلاش کند تعریفی به‌جز تعریف فوق برای آن ارائه دهد بی‌شک فاقد دانش و صداقت است و اهداف غیر جمعی (ملی) را دنبال می‌کند. شاید برخی متخصصان موافق این گفته نباشند، اما باید گفته شود بنیادی‌ترین وظیفه نهادهای دولتی و اجتماعی تحقق نیازهای اولیه انسان است. ذهن یا روح و محتویات آن برای انسانی که غذا، لباس، مسکن، آرامش و امنیت ندارد، صرفا موجب و عامل درد و رنج، هراس، ناامیدی و... می‌باشد. مبنای تعاریف پدیده‌های گوناگون از جمله پدیده‌های اجتماعی و سیاسی، وظیفه و کارکرد آنها است. بنابراین، می‌توان صفات پدیده‌ها را از وظیفه یا کارکرد آنها استخراج کرد. بنا بر تعریف معاصر (به گواه کشورهای توسعه یافته) وظیفه و کارکرد حکومت‌ها تحقق منافع ملی است. پس، بنابر تعریف معاصر، بسیار منطقی است که صفت ملی را برای دولت‌ها برگزینیم. نتیجه اینکه کارآمدترین نوع دولت، دولت وحدت ملی است که تنها و تنها وظیفه و کارکردش تحقق منافع ملی است. از این رو می‌توان ادعا کرد ارتباطی منطقی و اجتناب ناپذیر میان منافع ملی و دولت ملی کارآمد وجود دارد.

منافع و امنیت ملی، همه دلسوزان وطن را ملزم می‌کند تا به منظور برطرف کردن چالش‌های متعدد و گوناگون به ویژه اقتصادی و روابط خارجی، که در صورت حل و فصل نشدن نه تنها دولت بلکه اساس منافع و امنیت ملی را به‌طور جدی به مخاطره می‌اندازد، سازوکاری فراجناحی و ملی به منظور انسجام، کارآمدی و به ویژه واقع بینانه کردن مدیریت کلان سیاسی تدوین کنند. دولت ملی به این معنی است که نظام مدیریت کلان سیاسی در عرصه های اقتصادی، روابط خارجی، فرهنگی، آموزشی و... طرح‌ها، راهکارها و راهبردهایی را تدوین و اتخاذ می‌کند که منافع جمعی یا ملی را محقق کند. اینکه این طرح‌ها، راهکارها و راهبردها ملی است یا نه می‌شود از طریق پیامدهایی که اینگونه طرح‌ها و راهکارها در زیست عینی، ملموس و روزمره شهروندان دارد، مشاهده شود و به این معنی است که همه عناصر و اجزای آن در هر جایگاه و با هر دانش یا اعتقادی در راستای تحقق خواسته‌ها، نیازها، آرزوها و اهداف همه شهروندان بیندیشند و عمل کنند. به باور نگارنده تنها و تنها مسیر برون رفت از ناکارآمدی مدیریت کلان سیاسی، همین است. تاریخ مملو از مسیر‌های دیگری با پیامدها و نتایج نامطلوب دیگر است و کسانی با هر اعتقاد و باوری اخلاقا، بنا بر تمامی آموزه‌های دینی و ملی نمی‌توانند با تکرار اندیشه‌ها، رفتارها، راهکارها، طرح‌ها و راهبردهای تاریخی نامطلوب به‌ویژه در روابط خارجی، منافع و امنیت ایران زمین را به مخاطره بیندازند. دولت‌ها در اعصار گوناگون تاریخ، ساختار و صفات متفاوتی داشته‌اند و با در نظر گرفتن آشفتگی و بی‌ثباتی منطقه خاورمیانه و شرایط متغیر جهانی، کاربردی و کارآمد‌ترین صفت برای نظام مدیریت سیاسی، حاکمیتی است که در پرتو دولت ملی محقق می‌شود.

روزنامه آرمان

loading...
دانلود نرم افزار

پربازدیدترین اخبار

تبلیغات

آسیاتک حمایت